پیمانکاری همزمان چند قرارداد را جلو میبرد: کارفرما، پیمانکار جزء، خرید مصالح و صورتوضعیت. اگر هر کدام در اکسل جدا باشد، انحراف هزینه وقتی دیده میشود که صورتوضعیت بعدی آماده امضا است. آن وقت یا باید عدد را توجیه کرد یا پرداخت را عقب انداخت.
خرید مصالح اغلب به «پروژه» وصل نیست. فاکتور سیمان به نام شرکت میخورد و بعد کسی باید یادش باشد این بار مال کدام کارگاه بوده. مهندس مقیم درصد پیشرفت را جمعه میفرستد، دفتر مالی پنجشنبه از سه فایل صورتوضعیت میسازد، و این دو فایل الزاماً یک کار را توصیف نمیکنند. کارفرما هم نسخهای میگیرد که با نسخه داخلی یکی نیست.
سامانه، قرارداد، تعهد باقیمانده، خرید مصالح، پیشرفت فیزیکی و صورتوضعیت را داخل یک پروژه میگذارد. هر آیتم ساختار شکست هم درصد انجام دارد هم ریال تعهد. مانده کنار پیشرفت مینشیند. اگر انحراف از آستانهای که خود شرکت گذاشته بگذرد، هشدار قبل از امضای صورتوضعیت میآید.
فاکتور مصالح بدون انتخاب قرارداد ثبت نمیشود. رسیدی که به کارگاه دیگری خورده در صورتوضعیت این قرارداد نمینشیند. نسخه کارفرما و نسخه داخلی از یک محاسبه میآیند. پیمانکار جزء، صورتوضعیت فرعی خودش را روی همان پروژه دارد تا دوبارهکاری پرداخت پیش نیاید.
مهندس از کارگاه، آیتم اسکلت را بهروز میکند و اگر لازم باشد عکس یا صورتجلسه را به همان آیتم وصل میکند. تدارکات همان روز فاکتور میلگرد را به همان قرارداد و همان آیتم میبندد. مدیر پروژه پیشنویس صورتوضعیت را باز میکند و قبل از امضا سه چیز را میبیند: درصد انجام، مانده تعهد، و اینکه مبلغی از کارگاه دیگر داخل این لیست نیست.
دفتر مرکزی پایان هفته انحراف هر پروژه را در یک گزارش میخواند. جلسهای که قبلاً با جابهجا کردن فایل شروع میشد، با همان صفحه شروع میشود. کارفرما هم جدولی میبیند که دفتر فنی از رویش حرف میزند.
صورتوضعیت دیگر غافلگیر نمیکند. هزینه، تعهد و پیشرفت فیزیکی یک تصویرند. اختلاف با کارفرما از «کدام فایل درست است» شروع نمیشود، از خود مقدار و نرخ شروع میشود.
چند کارگاه همزمان هنوز سخت است. سخت بودنش از گم شدن سیمان بین پروژهها نیست. هر قرارداد پرونده، خرید و صورتوضعیت خودش را دارد.