هتل مستقل مرکز شهر بیشتر مهمان شرکتی داشت. شرکتها اتاق را ماهانه میگرفتند و تسویه آخر ماه بود. پذیرش نام شرکت را در برگه مینوشت و حسابدار آخر ماه از روی همان برگهها صورتحساب میساخت. یک بار دو قرارداد با نام شبیه هم قاطی شد و صورتحساب شرکت اشتباه رفت. جلسه توجیه با واحد تدارکات آن شرکت، یک هفته طول کشید.
اتاق جلسه هم روی کاغذ بود. فروش اتاق خواب نمیدانست سالن طبقه همکف همان ساعت فروخته شده یا نه. مهمان شرکتی میرسید و سالن را پر میدید. هتل اتاق خواب را درست داده بود و جلسه را از دست داده بود.
هر شرکت یک حساب اعتباری گرفت با سقف، مهلت تسویه و قرارداد نرخ. رزرو اتاق به آن حساب وصل میشود و صورتحساب ماه از اقامتهای همان حساب ساخته میشود، نه از برگه پذیرش. اگر سقف پر شود، پذیرش قبل از چکاین هشدار میبیند.
سالن جلسه روی همان نقشه روز است. فروش اتاق و فروش جلسه یک موجودی را میبینند. مهمان شرکتی که هم اتاق میخواهد هم سالن، هر دو را در یک رزرو دارد و تداخل ساعت قبل از ورود معلوم است.
دوشنبه شرکت بازرگانی پارس چهار اتاق و سالن همکف را برای چهارشنبه رزرو میکند. پذیرش رزرو را به حساب اعتباری پارس وصل میکند. سیستم نشان میدهد سقف این ماه هنوز جا دارد و سالن چهارشنبه عصر خالی است. چهارشنبه مهمانها چکاین میشوند و سالن همان رزرو را نشان میدهد.
آخر ماه صورتحساب پارس از همان اقامتها درمیآید: چهار شب، سالن، دو ترانسفر. نام قرارداد دوم که شبیه بود داخل این صورتحساب نیست. حسابدار سند را میفرستد و واحد تدارکات پارس همان شمارهها را میبیند که پذیرش دیده بود.
صورتحساب اشتباه به شرکت همسایه نرفت، چون رزرو به حساب گره خورده نه به اسم روی برگه. اتاق جلسه دیگر جدا از اتاق خواب فروخته نمیشود.
هتل هنوز کوچک است و مهمان شرکتی هنوز بخش اصلی درآمد است. تفاوت این است که تسویه آخر ماه از حافظه پذیرش درنمیآید. از همان رزروهایی درمیآید که در طول ماه ثبت شدهاند.